کی اومد توی قلبت جامو بگیره
میدونم دلت پیش یکی دیگه اسیره
کی اومد توی قلبت جامو بگیره
الهی بمیره ، الهی بمیره
میدونم چشاتو بستی رو همه خوبیام
میری و میدونم همیشه تنهام
یکی اومده توی قلب تو جامو بگیره الهی بمیره
انتظار

ثانیه ها رو نشمار واسه کسی که رفته
خوب میدونم عزیزم دوریش واست چه سخته
اما کسی که رفته برگشتنش تو خوابه
باید که باورت شه آرزوهات سرابه
کجا میخوای بری و دنبال اون بگردی
چرا تورو نخواستش تو که بدی نکردی
ارزش اون چشاتو با گریه پایین نیار
حروم نکن روزاتو با حسرتو انتظار
خودش که نیست خیالش پس چرا زنده باشه
اون که پی بهونست بهتره بره جداشه
رفت تورو تنها گذاشت خواست غمتو ببینه
توهم دعا کن براش به روز تو بشینه
سهم تو نبوده به پای اون بسوزی
امید نداشته باشی که برگرده یه روزی
نفرین نکن بدون که خدا هواتو داره
یه روز تو سرنوشتش درد تو دلش میزاره
رفتن تو
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم،
تعجب نکن که چرا گريه نميکنم،
بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم
اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

درد دل با دل . . .

درد دل با دل . . .
چرا دنیا پر از حادثه های وارونه است عاشق کسی میشی که عاشقی نمی دونه
من به دنبال تو ، تو به دنبال کسی دیگه هیچ کدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمی گه
من واسه چشمای نازنین تو یه دیوونه ام من دوست دارم ، من دوست دارم
ولی علتشو نمی دونم !!!
حالا که می خوای بری بزار نگاهت کنم
چون یه بار دیگه می خوام این دل و ساکت بکنم
درد دل با دل . . .
یه چیزی ، فقط بزار روز تولدت هدیه ام رو بیارم بدم دست خودت
آدما فکر می کنن شاعرا خیلی غم دارن کاشکی فقط این بود
اونا خیلی کسا رو کم دارن
عاشق کسی میشن که عاشقاش فراوونه بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه
اونی رو که دوست داری چرا تورو دوست نداره
شاید هم دوست داره ولی به روش نمیاره . . . !!!
غریب نوازی
الهی بعد رفتنم قلب تو آتیش بگیره
الهی نور زندگیت تو شب سردت بمیره
خدا کنه یه بی وفا نمک به زخمات بپاشه
منو پروندی کاشکی اون ، اونی که میخوای نباشه
بره و از تو جداشه . . .
غرورمو شکستی و گفتی برو پیشم نمون
باشه میرم از پیش تو اما فقط اینو بدون
اگه میخوای با رفتنت تو اوج غربت بمیرم
بودن من زجرت میده میزارم از اینجا میرم
دیگه تموم شد اون روزا که جز تو ، تو دلم نبود
مردن رفتن اون روزا خیانت از سوی تو بود
غریب نوازی می کنی بغضمو ساده میشکنی
تا که میگم زجرم نده حرف از جدائی میزنی
خوب آره من دیوونتم این ضعف قلب خستمه
صبر منم حدی داره نا مهربونی
بسمه . . .!!!
فوتبال سرنوشت
نتيجه سرنوشت منو تو باهم به تساوي كشيده شد.در حقيقت
بازي به نفع تو تمام شد.
تقدير قانون گل طلايي را منحل كرد تا مبادا تو با گل لبخندت
دروازه سكوت مرا بشكني.
سرنوشت حتي ثانيه اي وقت اضافه براي بازپس گرفتن انتقامم از غم تو منظور نكرد.
قلب من بيشترين گل را از تو خورد.دروازه قلبم را با محارتي
عجيب گشودي و ترجيح دادي دروازه سكوتم همچنان بسته بماند.
شنيدم كه تكل از پشت كات قرمز دارد.نمي دانم آن زمان كه
سرنوشت به تنها بخش باقي مانده از آرزوهايم پشت پا زد داورها كجا بودند؟
چرا هيچ كس كارت قرمزي نشانش نداد؟
چرا هيچ داوري خطاهاي سرنوشت را نمي بيند؟
سكوت تو خطاي مسلمي است كه پنالتي دارد.
غمت آرزوهايم را درو كرد.
مدتهاست كه تو دفاع آخر مرا يا همان عقل مرا به شدت مصدوم كرده اي.
يا تو دائم باضربه هاي آزاد درست كنار دروازه هاي قلبم آتش به جانم ميزني.
حقا كه دروازه خود را بستي و نقطه ضعفهاي دل رسواي مرا يافتي.
قضيه، يك كرنر ساده نيست، تواز همه طرف به من گل زدي.
درد دلهايم را به اوت نزن. به خدا اينها شوتهاي هوايي يك نفس نيستند.
ضد حمله هم نيستند كه دفعشان كني.
نگزار فراق تو در همين بازي نخست مرا از دور شركت كنندگان
در مسابقه زندگي جام پيكار حذفم كند.
تو چه آسان مرا از اوج جدول آسايش به دسته آخر دلواپسي فرستادي.
من فقط ازتو گل خوردم.
حالا كه دركم ميكني با مهربانيت برايم از تقدير آوانتاژ بگير.
ياد تو بين نود دقيقه صبوري و تحمل هم رهايم نمي كند.
محرومم مكن بگذار تماشايت كنم. من با ديدار تو زمين و دنيا و توپ را خواهم بوسيد
و با افتخار به عنوان
پيشگوي در عشق براي هميشه با جام زندگي
خداحافظي خواهم كرد.
روز عروسی تو
كي ميشه روز عذابتو با چشمام ببينم
اگه رفتني باشم مي كشمت و ميميرم
اين روزا عروسيته جهنمت مونده حالا
درسي بهت مي دم ديگه طرف نشي با دل ما
به مردنت راضي ميشي اگه ديوونت بكنم
ببين حالا چه جور مي خوام خوار و ويروونت بكنم
روزي به پام مي افتي و بهت مي گم زجه بزن
به گريه هات مي خندمو ميشي تو سرگرمي من
ادا در نيار واسم عمري سياه تو بشم
عشقت مثل بلا شده خاري شدي توي چشمم
دوستت ندارم
نیستی وقتی تنها میشم خاطره هات یادم میاد
چشام بارونی میشن و رفتن تو یادم میاد
دستم بهت نمی رسه انگاری دور شدی ازم
آخه چرا تو قلب تو من دیگه جایی ندارم
حرفای تو عزیزکم دیگه شنیدن نداره
هرچی گفتی دروغ بوده قلبم برات جا نداره
سیاه شدم با کلکات بد جوری آتیشم زدی
گفتی تا آخر میمونی رفتی نموندی جا زدی
عاشقم کردی و رفتی و گفتی نمی مونی کنارم
گولتو خوردمو سوختمو ساختمو چیزی نگفتم
خنده تلخ تو مونده هنوز تو دلم یادگارم
حالا بیا و ببین چی آوردی به روز و روزگارم
یادمه حرفای تو می سوزوند تن سرد وجودم
یادته دستای خستمو پس زدی نموندی کنارم
منی که میگفتم واسه تو میمونم شکستی غرورم
حالا میگم با تمام وجودم دوست ندارم
قلم و کاغذ
یه قلمو یه کاغذو یه دل پر همینو بس
هیچی نمی خوام از خدا جز مردنت نفس نفس
التماسم بکنی فقط میام نگات کنم
دائم دستو پا بزنی تا من بیام کمک کنم
منم میام میگم بهت یادت میاد اون گریه ها
اون التماس شب و روز گریه میکردم به خدا
خدا کنه روز موعود هرچی زودتر سر برسه
برنامه ها دارم برات اگه مرگت سر برسه
هیچی نمی خوام از خدا فقط اون لحظه رو می خوام
که التماسم بکنی بیای بیفتی به دستو پام
آتیشت میزنم و میگم یادت میاد یادت میاد اون بدیها
نگاه
بهش بگيد بي خبرم
بپرسين عشقمون چي شد
چشم سياش طرز نگاش ، حجب و حياش مال كي شد
اوني كه تازه اومد و
توي دلم خاطره شد
بهش بگيد با رفتنش كار دلم يكسره شد
پر زد و رفت حتي برام
خط و نشونم نكشيد
رفت و نشست رو شونه اون كه به فكرم نرسيد
بهش بگيد همين روزا
توي دلم مي كشمش
خدا نياره اون روز و بيفته چشمم تو چشمش
ديوونه بود
اما منم ديوونه تر از عشق اون
قلبم و زد به نامشو پر زد و رفت از آشيون
عاشقي كار تو نبود ، من عاشقت بودمو بس
اون همه احساس منو كشتي گلم پاي هوس
اما هنوز دوست دارم ، به جون اونكه دوس داريش
وقتي كه اسم تو بيادزنده ميشم نفس نفس.
ساده ازت نمیگذرم
به اون خداي آسمون ساده ازت نميگذرم
يه روز ميارم به سرت هرچي آوردي به سرم
يه روز تلافي ميكنم همه دروغاي تو رو
اون روز نميگم كه بمون اون روز فقط ميگم برو
كاشكي كه دست سرنوشت تو روزگارت مي نوشت
بختت سياست يه عالمه بد ببيني از همه
كاشكي تو اوج بي كسي به گل بشينه قايقت
زنده به گورت بكنه تلف بشه دقايقت
به اون خداي آسمون ساده ازت نميگذرم
مهم نبود کی بودی
ميگذرم از تو بي وفا تو كه پر از حماقتي
ختم دروغاي سياه ته مونده خيانتي
هرچي بگم به تو كمه اين عقده دل منه
يه روزي رسوات مي كنم تا بشناسن تو رو همه
حتي لياقت نداري كه فكر كنم كه كي بودي
فقط مي خوام جون بكني مهم نبود كه كي بودي . . .!!!
قلبم مال تو!!!
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم. دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.